!مـــــــــاری
آیا این من هستم که همچون غواصی ناشی در حال دست و پا زدن در اقیانوس پهناوری به نام عـــشق تنها مانده ام؟
تقلا میکنم تا شاید شنا کردن را بیاموزم و غرق نشوم.اما اشتباه میکنم،غــــرق شده ام...از دست رفته ام...
بدون اینکه بدانم دیوانه وار دوستش دارم.
معشوقه نوشته هایم را می پرستم و تمام وجودم،بند بند بدنم او را تمنا می کند و فریــــــاد می زند:او سهم من است از زندگی غم گرفته ام...
اول سلاماین روز ا اعصابم داغونه.خواستم راحت حرفامو بزنم بدون هیچ محدودیتی.هیچکیم نیست زر بزنه...میخوام از خودم بنویسم،شاید بفهمم دارم چیکار میکنم.از اونی که دوسش دارم و بازم خودمه!تو تشریح خودم گیج میشم.من کیم؟وجودم دست کیه؟!خودم؟!یا بازیچه ی عادت شدم یا عشـــق.نمیدونم...ولی میخام خودمو پیدا کنم.همین.پ.ن:خودم=مریم+...+...پ.ن۲:جاهای خالی به زودی پر میشه. دی:پ.ن۳:خیلی خوشحالم میتونم اینجا حرفامو بزنم.
آخرين مطالب
Design By : Pichak |